تبليغاتX
عاشقانه ها
امسال اولين بارون پاييز ديروز صبح اومد ولي اصلا خوشحال نبودم..
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:17  توسط سارا | 
چه حس خوبیه وقتی از خواب بیدار بشی و ببینی داره بارون میاد
هر سال اولین باری که بارون میاد یه حس خوب دارم..
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 10:48  توسط سارا | 
قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود و من چه ساده ام که سالهای سال . در انتظار تو در کنار قطار رفته ایستاده ام وبه نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام . ...
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 2:49  توسط سارا | 
اون دفعه که دیدمش تصادف کردم
این دفعه هم دستم سوخت
زخم اون تصادف به دلم موند و زخم این سوختن روی دستم... تاوان دوست داشتن چیزی بیشتر از اینه.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 10:28  توسط سارا | 
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شده بودم/ وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم /وقتی که رفت من به انتظارش نشستم/ وقتی او تمام کرد من شروع کردم / وقتی او تمام شد من آغاز شدم /و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن.... مثل تنها مردن
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 0:39  توسط سارا | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:21  توسط سارا | 
نمی دونم چرا این وبلاگو بازهم چک می کنم.باز هم مینویسم. از عاشقانه ها..
این صفحه سفیدی که  گاهی تیره شده و بارها رنگشو عوض کردم..اصلا دلباز نیست ومن هیچ انگیزه ای برا تعویضش ندارم.

اون روزی که این وبلاگ شروع شد خیلی چیزا فرق داشت.

نمی دونم چرا دارم نگاش می کنم و دلشورمو بیشتر می کنم.

نمی دونم چرا دیگه اصلا دوسش ندارم.

اصلا این روزا روز خوبی برای رقصیدن و برای شیطونی کردن نیست دختر.

به هر حال دیروز اصلا روز خوبی نبود و شنیدن اون ... میتونست خیلی بدتر از اینا روی من تاثیر بزاره.

 نمیدونم چرا خودمو زدم به بیخیالی..ولی نه این نمیتونه بی خیالی باشه.

آخه من........ برم به کی بگم

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:40  توسط سارا | 
مگر می شود آدم فقط یک بار عاشق بشود ؟ عشق ابدی فقط حرف است. پیش می آید که آدم خیلی خاطر کسی را بخواهد. اما همیشه وقتی آدم فکر می کند که دلش سخت پیش یکی گرفتار است، یک دفعه، یک جایی، می بیند که دلش، ته دلش، برای یکی دیگر هم می لرزد. اگر باوفا باشد، دلش را خفه می کند و تا آخر عمر حسرت آن دل لرزه برایش می ماند. اگر بی وفا باشد، می لغزد و همه ی عمرش عذاب گناه بر دلش می ماند. هیچ کس حکمتش را نمی داند...حالا با خود آدم است که حسرت را بخواهد یا عذاب گناه را. یکی را باید انتخاب کند. فرار ندارد...

پ.ن: عشق ابدی؟؟ یه موقعی میگفتن عشق فقط تو قصه ها و داستانهاست..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 2:14  توسط سارا | 
یه سال دیگه هم گذشت..چه سال بدی بود پارسال امیدوارم امسال بهتر باشه حداقل دیگه دروغی در کار نباشه..

 

همیشه از بچگی از کسایی که پوست سیب رو میکنن بدم میومد به نظرم افراد مغروری هستن نمیدونم شاید خنده دار باشه ولی من اصلا خوشم نمیاد.


+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 2:41  توسط سارا | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 2:5  توسط سارا |